شاهدخت سرزمین ابدیت
سلام این جشن تولد پرشین هم گذشت تولد امسال خیلی بهتر بود برا من که خوب بود چون دیگه تقریبا دوستای زیادی رو اونجا می شناختم در ضمن وبلاگم شد بیست و هفتمین وبلاگ برتر راستی دوستایی رو که فقط از وبلاگ یا عکس می شناختم هم دیدم مثلا واسه اولین بار کدخدای دهکدمون رو دیدم با گل یخ که مثه توپ شیطونک می پریدیم زمین و هوا باباپرشین دلم واسه رویای نیمه تمام تنگ شده بود و خیلی وقت بود که ازش خبر نداشتم که توی تولد دیدمش و بوسیدمش جالبتر از همه این بود که من پینکی رو از قیافه نمی شناختم و اونم منو از قیافه نمی شناخت ولی کلی با هم مکاتبه داشتیم البته هنوزم داریم وقتی رفتم با سعید علیزاده سلام و احوال پرسی کنم پینکی که پیش ما وایساده بود با تعجب گفت سارا تویی؟!!!!!!!!! کنار رویا وایساده بودم که مدیرای پرشین رو برای معرفی به روی سن دعوت می کردن و وقتی به اقای حسین شرفی رسیدن یاد اذیتام افتادم به رویا گفتم من واسه کوچکترین مشکل تو وبلاگم به مهندس ایمیل می زدم ایدین رو دیدم و تو دلم بهش گفتم خودتی وقتی یاسین شفقی رفت رو سن تا راجع به پروچیستا صحبت کنه احساس کردم که داره از گرما هلاک می شه ولی از سخنرانی خوب براومد فقط حیف که به قول خودش همه وسایلش رو از جیباش ریخته بود بیرون و خودش رو سبک کرده بود(بویژه موبایل)وگرنه می خواستیم با گل یخ اذیتش کنیم دروغ نگفته باشم بنده تازه تو تولد فهمیدم قضیه پروچیستا به طور کامل چیه بالاخره یه توضیح کامل از یاسین شنیدم با خانم پولادزاده هم اشنایی گرم داشتیم و بنده خدا دید مثه توپ شیطونک می پرم پایین و بافاطمه حرف می زنم اونم از پشت پنجره(یه جایی مثه اتاق فرمان)گفت انقد خودتو خسته نکن برو توی اتاق منم خیلی ریلکس و پررو رفتم تو اتاق پیمان دانشفر(دانشمند)رو دیدم و سر یه شرط بندی که از قبل کرده بودیم نشون دادم که اره حداقل با پرشم(منظور پریدن)دستم به سرش می رسه دکتر نم نم هم تو بخش ویژه ها جایزه گرفت ولی از ذوقش بازش نکرد فقط یادم رفت ازش بپرسم دکتر چرا انلاین مطالب وبلاگها رو می خونی؟ با انی دالتون کلی گپ زدیم اونم تو بخش ویژه ها ازش تقدیر شد همینطور ساروی کیجا(بی معرفت)که دیگه سر نمی زنه به من بهزاد هم کلی عکس خبری گرفت که فکر کنم منم تو خیلیاش هستم ممزی هم نه که تو دبی فکر کنم داداشیش رفت جایزش رو گرفت سرباز معلم نویسنده ی وبلاگ دیر تش باد رو هم دیدم می گفت دیر اسم شهرشون و تش بادم اسم یه باده خیلی به نظرم کار جالبی داشت جای خیلیا هم خالی بود و در اخر عکس یادگاری هم انداختیم فکر نمی کنم نیاز باشه راجع به بازیگرا و اینا هم بنویسم چون همه جا نوشته شده پایین نوشت:صحیح می کنم همین الان ممزی گفت که پسر عموش بود دیگه دیگه که می گوید که می گوید یک گل بهار را نیست؟! دیگه شب و روز خوابش رو از دست داده بود همش نگران گلش بود اخه این چند وقته تعداد گوسفندای توی سیارش خیلی زیاد شده بود و شازده کوچولو همش نگران این بود که نکنه یه وقت یکی از این گوسفندا گلش رو بخوره واسه همین شب و روز رو کنار اون می گذروند و یه قاب شیشه ای هم براش درست کرده بود همش یه کابوس اذیتش می کرد کابوسی که براش خواب و بیداری نذاشته بود اخه شازده کوچولو که به غیر از گلش کسی و نداشت اون همه ی زندگیش بود ولی گوسفندا چی براشون گله شازده کوچولو ارزش نداشت شازده کوچولو هم می دونست که توی سیارش فقط یه گل وجود داره اونم گله خودشه شازده کوچولو هر روز توی یه ساعت خاصی قاب شیشه ای رو برمی داشت و به گلش می رسید تا گلش یه هوایی تازه کنه و خود شازده کوچولو هم می شست و باهاش حرف می زد یه بار که شازده کوچولو داشت با گلش صحبت می کرد یک دفعه تمام گوسفندا به طرفش هجوم اوردن شازده کوچولو نمی دونست باید چی کار کنه فقط جلوی گلش وایساد و فریاد زد نه نه خواهش می کنم ولی کار از کار گذشته بود تنها گله سیاره ی شازده کوچولو وتنها دوستش زیر پاهای گوسفندا له شده بود و گلبرگاش نوشه جان تنها کاری که شازده کوچولو می تونست بکنه این بود که بشینه و گریه کنه همین کار رو هم کرد در حال گریه کردن به زمین چنگ می زد و خاک رو کنار می زد و ریشه ی گلش رو که هنوز جون داشت از زمین بیرون اورد و می گفت هیچ کس گله من رو نمی فهمه و به سیاره ی دیگه ای رفت و ریشه ی گلش رو اونجا توی زمین کاشت و بالای سرش گریه کرد خاک روی ریشه ی گل از گریه های شازده کوچولو خیس شد اخرین گله سیارش هم پرپر شده و حالا دیگه شازده کوچولو هیچ دوستی نداشت همه جا سرد شد زمستان ها پشت سر هم میومدن و می رفتن و شازده کوچولو گریه می کرد دیگه بدون گلش بهاری هم وجود نداشت و هوا هم انقد سرد بود که امیدی به جوونه زدنش نداشت ولی بعد از چندسال اتفاق بعیدی افتاد گلش جوونه زد و خیلی سریع به جای یه شاخه گل تبدیل به یه بوته ی پر از گل سرخ شد شازده کوچولو خیلی خوشحال شد و از شدت خوشحالی می خواست پرواز کنه دیگه توی سیارش گوسفندی رو راه نداد تا به گلهاش اسیبی نرسه کم کم از اون یه بوته بوته های گل زیادی رو پرورش داد طوری که دیگه سیارش جایی واسه بوته ها و حتی شاخه های جدید نداشت واسه همین شازده کوچولو شروع کرد به کاشتن بوته ها توی سیاره های دیگه و به همین ترتیب تمام سیاره ها پر از گل شد اگه نزدیک غروب به اسمون نگاه کنی سیاره ی شازده کوچولو که پراز گلهای قشنگ رو می بینی پایین نوشت: ١-سلام ٢-این محیط زیست هم چه مسئله ی مهمیه ها ٣-چون می دونستم تقریبا ٩٩/٩٩ همتون ۴-حالا که به داستان خودم نگاه می کنم می فهمم چرا به بعضی ها می گن گوسفند ۵-این شازده کوچولو رو خیلی دوست دارم اخه خیلی شبیه کودک فهیم منه =خودم ۶-می دونم که خیلی دلتون برام تنگ شده بود ٧-راستی نظر جانانه ای راجع به این داستانک بدید دوستون دارممممم بدرود
پرشین کوچولوی ما وارد هفت سالگی شد و باید ببینیم که امسال چه اتفاقایی درش میفته
هم برنامه هاش هم اینکه مدل خاصی واسه این نبود که چه کسی کجا بشینه تا جایی که سالن پایین جا داشت همه پایین اومدن و بعدش که جا نداشت بقیه رفتن بالا
راست بگین بابا کی رای داد به من

کلی هم با هم گپ زدیم و راجع به اینده ی دهکده گفتیم و وضعیت اقتصادی و سیاسی و اجتماعیش رو بررسی کردیم
و دیدم بر خلاف 200-300 سال عمری که کرده نه بابا خوب مونده

غیبتت نباشه ها ولی ماشالله خیلی توپول شدی
(همه می دونن دیگه باباپرشین واسه من کیه دیگه دکتره دیگه بابا)

یه لحظه جفتمون خشکمون زده بود پینکی از این که این همه پیش هم بودیم و اشنایی نداده بودیم منم از اینکه اصلا نمی دونستم این خانوم کیه وقتی فهمیدم پریدم بوسیدمش
چقد سر بنده خدا رو درد اوردم

بقیه بچه های پروچیستا رو هم دیدم


(به خاطر اشتباه گل یخ یه اکانت مشترک ماله من و دکتر شد که من دیدم از ۵۰ ساعت ۳۰ ثانیه بیشتر نداشت دکتر!!!!!!!!
)


ازش تو بخش ویژه ها تقدیر کردن
مثلا تاتی و گلناز که قرار بود بیان و نیومدن و اون دوستایی که تهران نبودن







(این قسمت حرفای خودمونی است )
اخی دلم واسه پایین نوشتام تنگ شده بود
قبلا زیاد بهش توجه نمی کردم ولی الان خیلی برام مهمه
شازده کوچولو رو خوندین گفتم بذار این مسئله محیط زیست رو به شازده کوچولو ربطش بدم و یه داستانکی در این باب بنویسم
البته ببخشیدا ولی مگه دروغ می گم
خوشم میاد سوالای خودمو واسه خودم حل می کنم

و دوست دارین بیشتر از این پیشتون باشم ولی خوب دیگه سرم شلوغه قول می دم زودبه زود تر از این بیام پیشتون




